شعر Whisp

evanescence1.jpg

Whisp

Catch me as I fall

من را بگير وقتي كه در حال سقوط هستم

Say you’re here and it’s all over now

ميگويم كه تو اينجا هستي وديگر همه چيز تمام شده

Speaking to the atmosphere

با هوا سخن ميگويم

No one’s here and I fall into myself

هيچ كس اينجا نيست و من در خود فرو ميروم

This truth drives me

شدت اين حقيت ٬

Into madness

من را به ديوانگي ميكشاند

I know I can stop the pain If I will it all away

مي دانم كه تنها با كنار گزاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم

Don’t turn away

روي خود را برنگردان

(Don’t give in to the pain)

هرگز تسليم درد نشو

Don’t try to hide

سعي نكن كه پنهان شوي ٬

(Though they’re screaming your name)

در آن هنگام كه آنها نام تو را فرياد ميزنند

Don’t close your eyes

چشمهايت را نبند

(God knows what lies behind them)

خدا ميداند كه چه دروغهايي پشت آنها پنهان شده

Don’t turn out the light

روشنايي را خاموش نكن

(Never sleep never die)

هيچ وقت نخواب و هيچ وقت نمير

I’m frightened by what I see

من از چيزي كه ميبينم ترسيده ام

But somehow I know

ولي احساس ميكنم

That there’s much more to come

ترسم از اين هم بيشتر خواهد شد

Immobilized by my fear

به خاطر ترسم ناتوان شده ام

And soon to be

و به زودي

Blinded by tears

از شدت گريه هايم كور خواهم شد

I can stop the pain If I will it all away

مي دانم كه تنها با كنار گزاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم

Fallen angels at my feet

فرشته هاي سقوط كرده در جلوي پايم بودند

Whispered voices at my ear

حرفهايي را در گوشم نجوا كردند

Death before my eyes

مرگ جلوي چشمهايم بود

Lying next to me I fear

و در جلوي من دراز كشيده بود

She beckons me

آن (فرشته) به من اشاره كرد

Shall I give in

كه بايد وارد شوم

Upon my end shall I begin

و بعد از پايانم بايد دوباره شروع كنم

Forsaking all I’ve fallen for I rise to meet the end

و بايد هر آنچه بعد از سقوطم به دست آورده ام را براي عروج پاياني ترك كنم

 

~ با worldlyrics در مارس 19, 2008.

يك پاسخ برايش بگذاريد