شعر Whisp

•مارس 19, 2008 • یک نظر بنویسید

evanescence1.jpg

Whisp

Catch me as I fall

من را بگير وقتي كه در حال سقوط هستم

Say you’re here and it’s all over now

ميگويم كه تو اينجا هستي وديگر همه چيز تمام شده

Speaking to the atmosphere

با هوا سخن ميگويم

No one’s here and I fall into myself

هيچ كس اينجا نيست و من در خود فرو ميروم

This truth drives me

شدت اين حقيت ٬

Into madness

من را به ديوانگي ميكشاند

I know I can stop the pain If I will it all away

مي دانم كه تنها با كنار گزاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم

Don’t turn away

روي خود را برنگردان

(Don’t give in to the pain)

هرگز تسليم درد نشو

Don’t try to hide

سعي نكن كه پنهان شوي ٬

(Though they’re screaming your name)

در آن هنگام كه آنها نام تو را فرياد ميزنند

Don’t close your eyes

چشمهايت را نبند

(God knows what lies behind them)

خدا ميداند كه چه دروغهايي پشت آنها پنهان شده

Don’t turn out the light

روشنايي را خاموش نكن

(Never sleep never die)

هيچ وقت نخواب و هيچ وقت نمير

I’m frightened by what I see

من از چيزي كه ميبينم ترسيده ام

But somehow I know

ولي احساس ميكنم

That there’s much more to come

ترسم از اين هم بيشتر خواهد شد

Immobilized by my fear

به خاطر ترسم ناتوان شده ام

And soon to be

و به زودي

Blinded by tears

از شدت گريه هايم كور خواهم شد

I can stop the pain If I will it all away

مي دانم كه تنها با كنار گزاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم

Fallen angels at my feet

فرشته هاي سقوط كرده در جلوي پايم بودند

Whispered voices at my ear

حرفهايي را در گوشم نجوا كردند

Death before my eyes

مرگ جلوي چشمهايم بود

Lying next to me I fear

و در جلوي من دراز كشيده بود

She beckons me

آن (فرشته) به من اشاره كرد

Shall I give in

كه بايد وارد شوم

Upon my end shall I begin

و بعد از پايانم بايد دوباره شروع كنم

Forsaking all I’ve fallen for I rise to meet the end

و بايد هر آنچه بعد از سقوطم به دست آورده ام را براي عروج پاياني ترك كنم

 

شعر My Last Breath

•مارس 19, 2008 • یک نظر بنویسید

evanescence1.jpg

My Last Breath

hold on to me love

عشق ، به من چنگ بزن

you know i can’t stay long

ميداني که نميتوانم بمانم

all i wanted to say was i love you and i’m not afraid

همه گفتنيهام اين بود که دوستت دارم و نمي ترسم

can you hear me?

مي تواني صدام رو بشنوي؟

can you feel me in your arms?

مي تواني مرا در آغوشت حس کني؟

holding my last breath

که آخرين نفسم را نگه داشته ام

safe inside myself

امن در درونم

are all my thoughts of you

آيا همه افکارم در باره ات

sweet raptured light it ends here tonight

نوري مطبوع و از هم گسيخته بود که همينجا پايان مي گيرد

i’ll miss the winter

زمستان را ازد ست مي دهم( دلم براي زمستان تنگ مي شود)

a world of fragile things

دنيايي از اشياء شکننده

look for me in the white forest

در جنگل سپيد به دنبالم بگرد

hiding in a hollow tree (come find me)

در درختي تو خالي مخفي شدهام(بيا مرا پيدا کن)

i know you hear me

ميد انم مرا مي شنوي

i can taste it in your tears

مي توانم طعمش را در اشکهايت بچشم

holding my last breath

که آخرين نفسم را نگه داشته ام

safe inside myself

امن در درونم

are all my thoughts of you

آيا همه افکارم در باره ات

sweet raptured light it ends here tonight

نوري مطبوع و از هم گسيخته بود که همينجا پايان مي گيرد

closing your eyes to disappear

چشمهايت را مي بندي تا ناپديد شوي

you pray your dreams will leave you here

دعا ميکني تا روياهيت همينجا رهايت کنند

but still you wake and know the truth

اماباز هم بيدار ميشوي و حقيقت را مي داني

no one’s there

کسي آنجا نيست

say goodnight

بگو شب خير

don’t be afraid

نترس

calling me calling me as you fade to black

همچنانکه در سياهي محو مي شوي مرا صداکن

 

شعر Hello

•مارس 19, 2008 • یک نظر بنویسید

evanescence1.jpg

Hello

playground school bell rings again

زنگ مدرسه دوباره به صدا در آمد

rain clouds come to play again

ابر های بارانی دوباره آمدند تا بارش را آغاز كنند

has no one told you she’s not breathing?

آیا کسی به تو نگفته است که او دیگر نفس نمی کشد؟

hello i’m your mind

سلام من ذهن تو هستم

giving you someone to talk to

که همدمی برای تو آورده ام

hello

سلام

if i smile and don’t believe

اگر من بخندم و باور نکنم

soon i know i’ll wake from this dream

می دانم که به زودی از این خواب بیدار خواهم شد

don’t try to fix me i’m not broken

سعی در درست کردن من نکن من نشکسته ام

hello

سلام

i’m the lie living for you so you can hide

من آن دروغی هستم که تو در پشت من پنهان شده ای

don’t cry

گریه نکن

suddenly i know i’m not sleeping

ناگهان متوجه شدم که این یک خواب نیست

hello i’m still here

سلام من هنوز اینجا هستم

all that’s left of yesterday

هر آنچه از گدشته باقی مانده

 

شعر Taking Over Me

•مارس 19, 2008 • یک نظر بنویسید

evanescence1.jpg

Taking Over Me

You don’t remember me but I remember you

تو مرا به خاطر نمي آوري اما من تو را بياد مي آورم

I lie awake and try so hard not to think of you

دراز كشيده ام و بيدارم و به سختي سعي مي كنم كه به تو فكر نكنم

But who can decide what they dream

اما چه كسي مي تواند تصميم بگيرد كه چه خوابي ببيند

And dream I do…

اما خوابي كه ديدم….

I believe in you

تو را باور دارم

I’ll give up everything just to find you

همه چيز را فقط براي يافتن تو ترك كردم

I have to be with you to live to breathe

بايد با تو باشم ، با تو زندگي كنم و نفس بكشم

You’re taking over me

تمام وجودم را تسخير كرده اي

Have you forgotten all I know?

آيا تمام چيزهايي را كه من مي دانم فراموش كردي؟

And all we had

و تمام اوقاتي را كه با هم بوديم

You saw me mourning my love for you

مرا ديدي در حالي كه برايت عزاداري مي كردم عزيزم

And touched my hand

و دستم را گرفتي

I knew you loved me then

مي دانم در آن موقع عاشقم بودي

I believe in you

تو را باور دارم

I’ll give up everything just to find you

همه چيز را فقط براي يافتن تو ترك كردم

I have to be with you to live to breathe

بايد با تو باشم ، با تو زندگي كنم و نفس بكشم

You’re taking over me

تو وجود مرا تسخير كرده اي

I look in the mirror and see your face

در آيينه مي نگرم و تو را مي بينم

If I look deep enough

اگر به اندازه كافي دقت كنم

So many things inside that are just like you are taking over

چيزهاي زيادي را مي بينم كه مانند تو مرا تسخير مي كنند

 

شعر Imaginary

•مارس 19, 2008 • یک نظر بنویسید

evanescence1.jpg

Imaginary

I linger in the doorway

در راهرو ايستاده ام

Of alarm clock screaming monsters calling my name

با زنگ ساعت كه مانند ديوانه ها نامم را فرياد مي زند بيدار شدم

Let me stay

بگذار بمانم

Where the wind will whisper to me

جاييكه باد در گوشم زمزمه خواهد كرد

Where the raindrops as they’re falling tell a story

جاييكه قطرات باران در هنگام سقوط داستاني مي گويند

In my field of paper flowers

در مزرعه ام از گلهاي كاغذي

And candy clouds of lullaby

و ابرهاي آبنباتي كه لالايي مي گويند

I lie inside myself for hours

براي چند ساعت در خواب دراز مي كشم

And watch my purple sky fly over me

و آسمان ارغواني بالاي سرم را مي نگرم

Don’t say I’m out of touch

نگو كه دور از دسترسم

With this rampant chaos – your reality

با اين شلوغي حكمفرما – واقعيت متعلق به شماست

I know well what lies beyond my sleeping refuge

بخوبي مي دانم كه آنسوي پناهگاه خوابم چهدروغهاییست

The nightmare I built my own world to escape

كابوسي كه براي فرار از دنيايم ساخته ام

In my field of paper flowers

در مزرعه ام از گلهاي كاغذي

And candy clouds of lullaby

و ابرهاي آبنباتي كه لالايي مي گويند

I lie inside myself for hours

براي چند ساعت در خواب دراز مي كشم

And watch my purple sky fly over me

و آسمان ارغواني بالاي سرم را مي نگرم

Swallowed up in the sound of my screaming

در صداي جيغم ناپديد مي شود

Cannot cease for the fear of silent nights

نمي توانم در مقابل ترس شبهاي ساكت مقاومت كنم

Oh how I long for the deep sleep dreaming

آه چه مدت است كه براي يك خواب عميق رويا مي بينم

The goddess of imaginary light

اي الهه شبهاي خيالي

 

شعر Tourniquet

•مارس 19, 2008 • یک نظر بنویسید

evanescence1.jpg

Tourniquet

I tried to kill the pain

سعي كردم كه درد را بكشم

But only brought more

اما فقط زياد ترش كردم

I lay dying

در حال مرگ افتاده ام

And I’m pouring crimson regret and betrayal

و ، من خونريزي دارم و با پشيماني اميدوارم خيانت مرا ببخشي

I’m dying praying bleeding and screaming

ميميرم ، دعا مي كنم ، خونريزي و ترس دارم

Am I too lost to be saved?

من گمراه تر از آنم كه بخشيده شوم؟

Am I too lost?

آيا من اينقدر گمراهم؟

My God my tourniquet

خداي من ، اي آفريننده من

Return to me salvation

مرا نجات بده

My God my tourniquet

اي خداي من ، اي آفريننده من

Return to me salvation

مرا نجات بده

Do you remember me

مرا به خاطر مي آوري؟

Lost for so long

مدت زيادي است كه منحرف شده ام

Will you be on the other side?

آيا به طرف من هم نگاه مي كني؟

Or will you forget me

يا ، آيا مرا مي بخشي؟

I’m dying praying bleeding and screaming

ميميرم ، دعا مي كنم ، خونريزي و ترس دارم

Am I too lost to be saved?

آيا من گمراه تر از آنم كه بخشيده شوم؟

Am I too lost?

آيا من اينقدر گمراهم؟

my God my tourniquet

اي خداي من ، اي آفريننده من

Return to me salvation

مرا نجات بده

My God my tourniquet

اي خداي من ، اي آفريننده من

Return to me salvation

مرا نجات بده

My wounds cry for the grave

زخمهايم براي قبر مي گريند

My soul cries for deliverance

بدنبال رهايي هستند

Will I be denied Christ

آيا من بخشيده خواهم شد اي مسيح؟

Tourniquet

اي آفريننده

My suicide

خود كشي

 

شعر Haunted

•مارس 19, 2008 • یک نظر بنویسید

evanescence1.jpg

Haunted

long lost words whisper slowly to me

درکوشم نجوا کردی کلمات به یاد ماندنی را

still can’t find what keeps me here

هنوز نمی توانم چیزی که مرا اینجا در بند گرده پیدا کنم

when all this time i’ve been so hollow inside

زمان بسیاری است که به پوچی رسیده ام

i know you’re still there

من می دانم که تو هنوز اینجایی

watching me wanting me

من را ميبيني ٬ من را می خواهي

i can feel you pull me down

من فشار تو را برای غرق شدنم حس می کنم

fearing you loving you

تو را می ترسانم و دوستت دارم

i won’t let you pull me down

من نمی گذارم که تو مرا غرق کني

hunting you i can smell you – alive

به دنبال شكار تو هستم و می توانم بویت را حس کنم

your heart pounding in my head

قلب تو ذهن من را مي كوب

د watching me wanting me

من را ميبيني ٬ من را می خواهي

i can feel you pull me down

من فشار تو را برای غرق شدنم حس می کنم

Saving me, raping me, watching me

من را نگه داشته اي ، من را صدا ميزني ، من را ميخواهي

Watching me, wanting me

من را ميبيني ٬ من را می خواهي

i can feel you pull me down

من فشار تو را برای غرق شدنم حس می کنم

fearing you loving you

تو را می ترسانم و دوستت دارم

i won’t let you pull me down

من نمی گذارم که تو مرا غرق کني

 

شعر My Immortal

•مارس 19, 2008 • یک نظر بنویسید

evanescence1.jpg

My Immortal

i’m so tired of being here

من از اینجا بودن خیلی خسته ام

suppressed by all of my childish fears

و ترسهای کودکانه ام مرا محصور کرده اند

and if you have to leave

اگر باید مرا ترک کنی

i wish that you would just leave

امیدوارم که حضورت نیز مرا ترک کند

because your presence still lingers here and it won’t leave me alone

که هنوز اینجاست و مرا تنها نمیگذارد

these wounds won’t seem to heal

به نظر نمی آید که این زخمها خوب شوند

this pain is just too real

این درد کاملا حقیقی است

there’s just too much that time cannot erase

و آنقدر زیاد است که گذشت زمان نمی تواند آنرا التیام ببخشد

when you cried i’d wipe away all of your tears

وقتیکه تو گریه میکنی تمام اشکهایت را پاک میکنم

when you’d scream i’d fight away all of your fears

وقتیکه فریاد میزنی با تمام ترسهایت مبارزه خواهم کرد

and i’ve held your hand through all of these years

من در تمام طول این سالها تنها دست تو را در دست داشتم

but you still have all of me

ولی تمام وجود من متعلق به تو بود

you used to captivate me

تو عادت داشتی که مرا

by your resonating light

با نور افسونگر خویش مجذوب کنی

but now i’m bound by the life you left behind

حال من توسط زندگی که تو پشت سر گذاشتی محصور شده ام

your face it haunts my once pleasant dreams

تنها رویای دلپذیر من چهره توست که همواره در جلوی روی من است

your voice it chased away all the sanity in me

و صدای تو تمام روح مرا متاثر میکند

these wounds won’t seem to heal

به نظر نمی آید که این زخمها خوب شوند

this pain is just too real

این درد کاملا حقیقی است

there’s just too much that time cannot erase

و آنقدر زیاد است که گذشت زمان نمی تواند آنرا التیام ببخشد

i’ve tried so hard to tell myself that you’re gone

من به سختي پزيرفتم كه تو رفته ای

and though you’re still with me

اگر چه تو هنوز با منی

i’ve been alone all along

ولی من در طول این مسیر تنها بوده ام

 

شعر Everybodys Fool

•مارس 19, 2008 • یک نظر بنویسید

evanescence1.jpg

Everybodys Fool

perfect by nature

درست شده به دست طبیعت

icons of self indulgence

نشانه هایی از خود بزرگ بینی

just what we all need

تنها چیزی که ما نیاز داریم

more lies about world that

دروغ های بيشتری درباره جهانی مجازي که

never was and never will be

هيچ وقت نبوده و نخواهد بود

have you no shame,don’t you see me

آیا تو شرم نداری .آیا مرا نمی بینی

you know you’ve got every body fooled

تو میدانی که همه را فریب دادی(همه را احمق کرده ای)

look here she comes now

نگاه كن او دارد می آید

bow down and stare in wonder

زانو زده و خیره شده با تعجب

oh how we love you

آه .ما چقدر تو را دوست می داشتیم!

no flaws when you’re preteading

عیبی دیده نمی شود و قتی تو وانمود می کنی

but now i know she

ولی من الان می دانم که او

never was and never will be

هیچ گاه نبوده و نخواهد بود

you don’t know how you’re betrayed me

تو نمی دانی که چگونه به من خیانت کرده ای

and somehow you’ve got every body fooled

و به یک نحوی تو همه را فریب داده ای

without the mask where will you hide

بدون نقاب کجا مخفی خواهی شد؟

can’t find your self lost in your lies

تو حتي نمی توانی خودت را پیدا کنی چون در دروغ هایت گم شده ای

i know the truth now

من حالا حقیقت را می دانم

i know who you are

من می دانم که تو که هستی

and i don’t love you anymore

و دیگر تو را دوست ندارم

you’re not real and you can’t save me

تو واقعی نیستی و نمی توانی مرا نجات دهی

 

شعر Bring Me To Life

•مارس 19, 2008 • یک نظر بنویسید

evanescence1.jpg

Bring Me To Life

how can you see into my eyes like open doors

چگونه توانستی از میان چشم هایم مانند درهای گشوده بنگری؟

leading you down into my core

و خود را تا اعماق وجودم هدایت کنی

where I’ve become so numb without a soul my spirit sleeping somewhere cold

انجا که بی روح و کرخت در جایی سرد به خواب رفته ام

until you find it there and lead it back home

تا زمانی که ان را بیابی و به منزل هدایتش کنی

(Wake me up)

بیدارم کن

Wake me up inside

مرا از درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نمیتوانم بیدار شوم

Wake me up inside

مرا از درون بیدار کن

(Save me)

نگهم دار

call my name and save me from the dark

اسمم را صدا کن و مرا از تاریکی نجات بده

(Wake me up)

بیدارم کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیفتد

(I can’t wake up)

نمیتوانم بیدار شوم

before I come undone

پیش از انکه سقوط کنم

(Save me)

نگهم دار

save me from the nothing I’ve become

من را از هیچ بودن نجات بده

now that I know what I’m without

حال من میدونم که چه هستم بدون تو

you can’t just leave me

نمیتوانی ترکم کنی

breathe into me and make me real

در من بدم و مرا حقیقی کن

bring me to life

مرا به زندگی بازگردان

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا از درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نمیتوانم بیدار شوم

Wake me up inside

مرا بیدار کن

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

اسمم را صدا کن و من را از تاریکی نجات بده

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیافتد

(I can’t wake up)

من نمیتوانم بیدار شوم

before I come undone

پیش از انکه سقوط کنم

(Save me)

مرا نگه دار

save me from the nothing I’ve become

من را از هیچ بودن نجات بده

Bring me to life

مرا به زندگی بازگردان

(I’ve been living a lie, there’s nothing inside)

من در دروغی زندگی کرده ام که هیچ چیز در ان نبود

Bring me to life

مرا به زندگی بازگردان

frozen inside without your touch without your love darling only you are the life among the dead

درونم بدون لمس تو و بدون عشق تو یخ بسته است عزیزم تنها تو بین مرگ و زندگی هستی

all this time I can’t believe I couldn’t see

درتمام این مدت باور نداشته ام که نمیتونستم ببینم

kept in the dark but you were there in front of me

در تاریکی محبوس بودم ولی تو در مقابلم بودی

I’ve been sleeping a thousand years it seems

به نظر میرسد که هزاران سال خواب بوده ام

got to open my eyes to everything

میخواستم چشمانم را به همه چیز بگشایم

without a thought without a voice without a soul

بدون فکر/بدون صدا/بدون روح

don’t let me die here

مگذار اینجا بمیرم

there must be something more

باید چیزی بیش از این در میان باشد

bring me to life

مرا به زندگی بازگردان

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا از درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

Wake me up inside

مرا از درون بیدار شوم

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

اسمم را صدا کن و من را از تاریکی نجات بده

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیفتد

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

before I come undone

پیش از انکه از دست بروم

(Save me)

مرا نگه دار

save me from the nothing I’ve become

ن را از هیچ بودن نجات بده

(Bring me to life)

مرا به زندگی باز گردان

I’ve been living a lie, there’s nothing inside

من در دروغی زندگی کرده ام که هیچ چیز در ان نبود

(Bring me to life)

مرا به زندگی باز گردان